میشه گفت که قانون اساسی صورت تشکیل کشورهاست و کلیه ی قوانین عادی و مقررات باید هم جهت با این قانون تصویب شه. واسه همین هم نهادی به خاطر حراست از قانون اساسی در کشورها ایجاد می شه. محافظت از قانون اساسی به مجموعه نهادها و سازوکارهایی گفته می شه که به وسیله اونا بدون هیچ گونه محدودیتی برتری قانون اساسی بر همه قوانین و قوانین فرودین دیگر تضمین می شه. اهمیت اینجور نهادی واسه تضمین کارکرد درست یک جامعه ی دموکراتیک در حقوق بر هیچکی پنهون نیس. جدا از اینکه این الان این نهاد حقوقی نقشی اساسی در تغییر حقوق و پیشرفت اون به جلو اجرا می کنه. در خیلی از جوامع روش قضایی برآمده از دادگاهای قانون اساسی، انعکاسی درست از واقعیات تغییر یافته ی جامعه هستن و در بسیاری موارد این روش ها، به عنوان نیروی محرکه مجالس قانونگذاری واسه پیروی از این تحولات به حساب بین. بخاطر این می خواهیم در این نوشته درباره قانون اساسی آمریکا صحبت کنیم؛ با ما همراه باشین.

قانون اساسی آمریکا ی آمریکا که در تاریخ ۱۷۸۹ به تصویب رسید، یکی از قدیمی ترین قانونای اساسی موجود جهانه و در طول بیشتر از ۲۲۰ سال هنوز به قوت خود باقیه. واقعا هیچ وقت قانون اساسی آمریکا تغییر نکرده و فقط اصلاحیهایی بهش اضافه شده. به خاطر این، قانون اساسی این کشور از ثبات و انسجام زیادی برخورداره و به عنوان یک میراث ملی در بین مردم آمریکا شناخته می شه. در مقدمه قانون اساسی آمریکا اومده:

ما مردم آمریکا، به خاطر تشکیل اتحادیه ای کامل تر، قرار گرفتن عدالت، تأمین آسایش ملی، تضمین دفاع مشترک، ارتقای رفاه عمومی و حفظ برکات آزادی واسه خود و آیندگان مون، قانون اساسی حاضر رو واسه آمریکا ی آمریکا وضع و مقرر می کنیم.

ارکان اصلی قانون اساسی آمریکا

اگه به طور خلاصه بخوایم قانون اساسی آمریکا رو مورد بررسی قرار بدیم، اول به بحث جدا قوا می رسیم و تعیین سه قوه ی اختصاصی در آمریکا :

  1. قوه ی مقننه: که معرف اون کنگرهه؛
  2. قوه ی مجریه: که معرف اون رئیس جمهوریه؛
  3. قوه ی قضاییه: که معرف اون دیوان عالیه.

این تقسیم قانون اساسی که جدا قوا نامیده می شه، واسه جلوگیری از قدرت بیش ازحد هر یک از شاخه های دولت طراحی شده. علاوه برآن، در قانون اساسی کنترل اختیارات سه قوه هم پیش بینی شده اینطوری، نحوه ی کارکرد هر کدوم از قوا در مورد دو قوه ی دیگر در جلو بردن وظایف خود، نشونه. مثلا، قضات فدرال از طرف رئیس جمهور منصوب می شن، اما سنا باید انتصاب اونا رو تأیید کنه. درادامه قانون اساسی آمریکا به تعریف قوه ی مقننه پرداخته و میگه که همه قدرتای قانونگذاری که اینجا اعطا گردیده، به کنگره ی آمریکا که تشکیل شده از سنا و مجلس نمایندگان هستش، واگذار می شه. مجلس نمایندگان تشکیل شده از اعضاییه که هر دو سال یک بار از طرف مردم ایالات مختلف انتخاب می شن و رأی دهندگان در هر ایالت باید دارای شرایط رأی دادن به پرتعدادترین شاخه دستگاه قانونگذاری کشور باشن.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   لاغری با دارچین؛ مصرف دارچین به کاهش وزن کمک می کنه؟ 

قانون اساسی آمریکا و مروری خلاصه بر اون  آموزشی

در بخش دیگری از قانون اساسی آمریکا به بررسی قوه ی مجریه در این کشور پرداخته شده و قانونگذاران آمریکایی قوه ی مجریه در قانون اساسی این کشور رو این جور ساختار میدن: قدرت اجرائی به رئیس جمهور آمریکا سپرده می شه. اون در یک دور ه ی چار ساله، مسئول وظیفه ی خوده و به همراه معاون خود، که اونم واسه یک دور ه ی چار ساله انتخاب می شه، به روش زیر انتخاب می شه:

هر ایالت، طبق قوانینی که مجلس قانونگذاری اون تعیین می کنه، تعدادی از رأی دهندگان رو تعیین می کنه، که این تعداد برابر تعداد کل سناتورها و اعضای مجلس نمایندگان هستن که از طرف اون ایالت به کنگره فرستاده می شن: اما افرادی که سناتور یا نماینده ی مجلس یا دارای مشاغل و مناصب دولتی هستن، به عنوان رأی دهنده تعیین نمی شن.

درصورت برکناری رئیس جمهوری، یا فوت، انصراف یا نبود توانایی در تقبل وظایف و اختیارات این مقام، معاون رئیس جمهوری جانشین اون می شه و کنگره طبق قانون درصورت برکناری، فوت، انصراف یا نبود توانایی هر یک از این دومقام، اعلام می کنه، کدوم شخصیت باید به عنوان رئیس جمهوری و بر همون قرار انجام وظیفه کنه، تا زمانی که ناتوانی برطرف شده و رئیس جمهوری دیگری انتخاب شه. در ۹ اوت سال ۱۹۷۴، پرزیدنت «ریچارد م. نیکسون» به عنوان رئیس قوه ی مجریه، بی خیال شد و معاون اون، «جرالد ر. فورد»، جای اونو گرفت.

قانون اساسی آمریکا و مروری خلاصه بر اون  آموزشی

تا اون زمان، فقط مرگ موجب کوتاه شدن دوره ریاست جمهوری آمریکا شده بود. در متمم بیست و پنجم پیش بینی شده، درصورتی که رئیس جمهوری دچار نبود توانایی شه، معاون اون جای اونو میگیره، شرایط جانشینی توضیح داده شده. از طرفی، در قانون اساسی آمریکا فرماندهی کل قوای نظامی برعهده ی رئیس جمهوره، اما وظیفه ی اعلان جنگ٬ نظارت بر جنگ و مدیریت مالی اون، برابر قانون اساسی و برابر قانونی که بعدا به وسیله کنگره به تصویب رسید، به قوه ی مقننه سپرده شده. درنتیجه واسه اینکه رئیس جمهور آمریکا از نیروی نظامی خود به شکل وسیع استفاده کنه، رسمه که کنگره مجوزی با عنوان مجوز استفاده از نیروی نظامی موسوم بهAUMF تصویب کنه تا چارچوب جنگ و بعضی وقتا مدت زمان اونو تعیین کنه.




۱

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید